این روزهای ما(آبله و پروژه پوشک)28دی95
سلام و صد سلام به همه دوستان. یادتان هست که نوشتیم آویسا خانم آبله مرغان گرفته بودند خواستیم بگوییم علی هم بعد دو هفته گرفت. روز سه شنبه که از مهد تحویلشان گرفتیم وقتی رسیدیم خانه اول از همه آویسا متوجه جوش های فشرده در گردنشان شد و من فهممیدم که بله آبله گرفتن و از داروهایی که از آویسا ذخیره کرده بودم بر جوش ها زدم تا همسرجان امد و بردنشان دکتر تا مطمئن شود که دقیقاً آبله است. چشمتان روز بد نبیند هر جا که جای خالی در بدن پسرک بود جوش در امده بود و بچه م کلاً کلافه. روز چهارشنبه همسرجان مرخصی گرفتن و نشستن خانه. من و آویسا هم آمدیم اداره و مدرسه. ده روز استعلاجی برای بنده که کسی در این شهر ندارم یعنی فاجعه . خلاص...




